ناگفته هاي من

و اما نا گفته هاي من :
– حدود 8 روز ديگه به سربازي ميرم و حدود 3 ماه اينجا مي خوابه ( نه كه حالا خيلي فعاله )

– علاقه اي به رفتن، به مهماني فاميلي ندارم.

– سپر ماشين بابام رو يه بار كوبيدم به يه ميله و ماشين رو خط خطي كرم، به بابام هم نگفتم

– يدونه كنكور هم ندادم

– هنوز گواهينامه نگرفتم

من توسط اين سه دوست دعوت شدم : عصرونه؛ خبرنگار، يخ بلاگ

فكر نكنم كسي مونده باشه كه ندونه داستان اين بازي چيه ! براي اونايي كه نمي دونن

و كساني كه من دعوت ميكنم ( سعي ميكنم كساني رو دعوت كنم كه دعوت نشده باشن )

چشمان بازهادي3 نقطهيك ايرانيپاورقي

——–

وقتي يه سري آدم گاو و بي سواد دور هم جم بشن نتيجه اين ميشه  [ نتيجه ]

اگر وبلاگم هم ف ي ل ت ر بشه ثبتش نمي كنم

Advertisements

2 پاسخ to “ناگفته هاي من”

  1. sadegh.sm Says:

    دستت درد نكنه…….

  2. umbra Says:

    سلام مهدی جان. من اینقدر تو این جزیره ی لعنتی کمبود اینترنت گرفتم که هفته ای 1 دفعه بیشتر دسترسی به نت ندارم…الان دیدم ایمیل و پستت رو و تازه گرفتم قضیه چیه!…ببخشید که یه ذره زود اقدام کردم! فکر نکنم که بعد از 12 روز,فایده داشته باشه…خیلی خیلی ممنونم ازت,همیشه تو فکر خودت و بلاگت هستم…بازم ممنون.راستی کریسمست مفارک !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: