سن پیری
By مهدی
دوست دارم وقتی که به سن پیری می رسم، دیگه زنده نباشم
This entry was posted on سپتامبر 23, 2007 at 8:54 ب.ظ and is filed under روزنوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
سپتامبر 23, 2007 در t 10:39 ب.ظ |
خونه ی نو مبارک!
سپتامبر 24, 2007 در t 2:26 ق.ظ |
ای آقا چرا آمدی این جا ؟
سپتامبر 24, 2007 در t 9:35 ق.ظ |
تو معلومه چی کار میکنی مهدی ؟!
عاشقی مگه ! این کارا چیه !!
سپتامبر 25, 2007 در t 7:47 ق.ظ |
جواب
lukadium : ممنون
شیدا : دامین ام اسیره و نمیتونم پس بگیرم 5 ماه دیگه هم تاریخ انقضا شه ، تصمیم گرفتم زودتر برم تا اینجا جا بیوفتم
بهنام : جواب شیدا