يك هفته از شروع آموزشي گذشت …
يك هفته بدون اينترنت سخت گذشت – الان خونم و چترم رو روي كامپيوتر باز كردم.
چيزي كه اين يك هفته آموزشي برام داشت، اين بود كه يه هم خدمتي وبلاگي نويس پيدا كردم ! امير (البته اعتبار دامينش تموم شده و تمديد نكرده)
پادگان تو ساريه و تا تهران چيزي حدود 3 ساعت راهه و هواي معركه اي داره، تو آموزشي ساعت 5 صبح بايد بيدار بشم و ساعت 9 شب بايد بخوابم، از اين لحاظ براي من خيلي خوب شد، چون خواب و خوراكم رو نظم اومده ! تو اين يه هفته 2-3 كيلو هم كم كردم.
مرخصي از شنبه شروع شد و تا سه شنبه شب وقت دارم و بايد چهارشنبه ساعت 6 صبح تو پادگان باشم و اگر دير كنم بايد توالت بشورم و اينكه دوست ندارم بشورم سه شنبه شب يعني فردا حركت ميكنم به سمت پادگان و تا 45 روز ديگه نميتونم برگردم تهران و مرخصي هم نميدن.
چه سخت است 45 روز بدون اينترنت، اميدوارم بتونم مرخصي شهري بگيرم.
———–
اين 1 پست پايين هم كاره دوست خوبم كيوان كه از درد دوري من اين پست ها رو داده !
يه شمارنده معكوس هم اظافه كردم كه تعداد روزهاي باقي مانده از آموزشي رو نمايش ميده.
———–
زير خط آي تي هم يك كار جالبي رو شروع كرد، اين كه اكستنشن هايي كه در فايرفاكس استفاده ميكني رو ليست كني و ليست اكستنشن هاي من به شرح زير است :

